English | دری

Breaking News

پروژه برق کاسا-1000 و منابع برق داخلی – چراغ سبزِ خاموش

پروژه برق کاسا-1000 و منابع برق داخلی – چراغ سبزِ خاموش

گزارش دهنده: اکبر بران

در دهه اخیر برنامه هایکه بتواند اقتصادی کلان را در افغانستان به چرخش بیاورد تطبیق نشده و رشد کاذب هم ناشی از کمک های جهانی بود که پایداربودن اکثریت پروژه ها زیر سوال میباشد. عدم دقت روی پروژهای زیرساخت، استخدام افراد غیر مسلکی در پروژه های تخنیکی و زیر بنایی، عدم هماهنگی میان حکومت افغانستان و جامعه جهانی و عکس آن باعث میشود تا توجه جدی در بخش بازسازی، نوسازی و ایجاد بند های برق صورت نگیرد و یگانه گزینه ممکن وارد نمودن برق ازکشور های همسایه میباشد و در حال حاضر بیشتر از 70% برق افغانستان وارداتی میباشد. هر اقتصادیکه قادر به اساسی ترین محرک که عبارت از برق باشد تهیه، تولید، تورید، انتقال و توزیع نتواند به مشکلات عدیده روبر خواهد شد و چنین اقتصاد را میتوان اقتصاد ناسالم و غیر مستمر خطاب کرد. در این کاغذ صرف پروژه انتقال برق کاسا-1000، امکانات تولید از منابع موجود داخلی و برق وارداتی افغانستان شرح داده خواهد شد. آمار در منابع متعدد متفاوت بوده و یکی از چالش های این پژوهش میباشد.

انتقال برق از آسیای میانه به منطقه ای افغانستان و سپس به آسیای جنوبی از سال 2006 میلادی بدینسو روی میز مزاکره میباشد. این طرح ایالات متحده امریکا در چارچوب ابتکار راه ابریشم تحت مدیریت مشترک بانک انکشاف آسیایی و بانک جهانی به پیش برده میشود. در این پروژه مازاد تولید تابستانی برق آبی قرغیزستان و تاجکستان به افغانستان وسپس به پاکستان عرضه میگردد. ایالات متحده امریکا آسیا میانه، منطقه ای افغانستان و آسیا جنوبی را پائین ترین سطح داد و ستد در جهان معرفی مینماید و فیصدی سهم “جریان های بین منطقوی را کمتر از 5 فیصد”  و “جریان سرمایگذاری بین منطقوی را کمتر از 1 فیصد” آمار ارایه میدارد. همچنان، وزارت خارجه امریکا بالغ بر “15 میلیون دالر امریکایی” برای این پروژه قبلاً وعده نموده بود. این پروژه دارای یک سکرتریت میباشد که مراحل پیشرفت کار را به زبان های انگلیسی و روسی مینگارد. به اساس پلان انکشاف استراتیژی ملی، افغانستان در “ماه نفامبر سال 2007 میلادی عضویت” این پروژه را کسب نموده است.

پروژه کاسا-1000 از آسیای میانه آغاز و به آسیای جنوبی می انجامد. مبدا این پروژه ساحه دتکا در کشور قرغیزستان میباشد، به تعقیب آن به ساحه ی خُجند در تاجکستان متوصل میشود، سپس داخل خاک افغانستان شده و به پشاور پاکستان می انجامد. در این پروژه عرضه کننده گان قرغیزستان و تاجکستان  و مستهلکین افغانستان و پاکستان میباشند. طبق نوشته سکریت پروژه کاسا-1000 “در این پروژه 500 کیلووات خط برق (AC یا جریان متناوب) از دتکا الی خُجند 477 کیلومتر طول دارد. در محله سنگتوده تاجکستان یک مرکز به ظرفیت 1300 میگاوات برای تبدیل جریان متناو ب به جریان مستقیم (AC-DC Converter Station) دربرنامه این پروژه ذکر کردیده است. به تعقیب آن، به طول 750 کیلومترخط ولتاژ بلند جریان مسقیم (DC) از سنگتوده به کابل در افغانستان و بعد به پشاور پاکستان می انجامد. همچنانه در کابل، یک مرکز مبدل به ظرفیت 300 میگاوات با توانایی وارد و صادر اعمار خواهد شد و یک مرکز مبدل جریان متناوب – جریان مستقیم با ظرفیت 1300 میگاوات در پشاور پاکستان اعمار خواهد شد. از مجموع 1300 کیلووات انرژی برق 300 کیلووات سهم افغانستان خواهد بود و متطباقی 1000 کیلووات به پاکستان صادر خواهد شد”.

مصارف ساخت پروژه را چهار کشور و جامعه جهانی خواهند پرداخت و برای انتقال انرژی برق در فاصله 1227 کیلومتر حدود یک بلیون دالر امرکایی هزینه پیش بین شده است. ارقام سکرتریت سهم مجموعی هر کشور را چنین ارایه میدارد: افغانستان، قرغیزستان، پاکستان و تاجکستان به ترتیب “309 میلیون دالر، 196 میلیون دالر، 197 میلیون دالر و 251 میلیون دالرکه مجموعاً بالغ بر 953 میلیون دالر” میشود، خواهند پرداخت. بانک جهانی میگوید حدود “نصف این مصارف را بانک جهانی”  به عهده خواهد گرفت.  طبق گزارش سفارت افغانستان در تهران، “مطابق به ارقام ارائه شده توسط بانک جهانی، افغانستان و پاکستان به مشکل کمبود تمویل پروژه مواجه نخواهد شدند. ولی، جمهوری تاجکستان و جمهوری قرغزستان به کمبود نسبی تمویل بودجه مواجه می باشند. راه های حل معضل تمویل مورد بحث اعضای شورای بین حکومتی قرار گرفت. نماینده جمهوری فدراتیف روسیه، به حیث اشتراک کننده ناظر در جلسه، اعلام نمود که در صورت داشتن حق اشتراک مساویانه در پروژه آماده است مبلغ هنگفتی را در پروژه سرمایه گزاری نماید”. در میان چهار کشور، افغانستان یک مقدار پول از بابت ترانزیت بدست خواهد آورد ولی تا حال این رقم مشخص و اعلام نگردیده است.

ظرفیت تولید نیروی آبی بلقوه در آسیا میانه وجود دارد. طبق گزارش سکرتریت کاسا-1000 تاجکستان و قرغیزستان ظرفیت تولید “80000 میگاوات” برق را دارا میباشند که تاحال از ین ظرفیت “10%” استفاده میگردد و مطالعه امکان پزیری پروژه کاسا-1000 نشان میدهد که “نرخ رشد اوسط بیش بینی شده در 20 سال  آینده برای قرغیزستان و تاجکستان به تر تیب 2.6% و 1.6%” خواهد بود. همین منبع در رابطه به ظرفیت و نیاز اففانستان مینگارد: “پیش بینی فعلی برای افغانستان نشان می دهد که تقاضا در سراسر کشور در سال 2015 با لغ بر 760 میگا وات خواهد بود و در سال 2020 میلادی 1100 میگاوات افزایش خواهد نمود. تخمین زده می شود که در سال  2015 میلادی حدود 1550 میگاوات ظرفیت موجود خواهد بود و مازاد آن به پاکستان ارسال خواهد شد”. پاکستان نگرانی فراوان از ناحیه بی برقی دارد و شتابزده در تلاش است تا به هر شکل ممکن این کسر را جبران کند. منبع فوق مینگارد “در پایان سال مالی 2008-2009 کل ظرفیت تولید نصب شده در کشوربالغ بر 20306 مگاوات با 13370 مگاوات حرارتی، 6474 مگاوات برق آبی و 462 مگاوات هسته ای بود. برآورد کنونی نشان می دهد که بیش از 90000 مگاوات ظرفیت تولید در سال 2030 میلادی نیاز خواهد شد و با تمام دستگاه های تولید برق در سال 2030 میلادی کمبود 10000 میگاوات را نشان میدهد. به عنوان مثال، در طول سال مالی 2015-2016، طرح مذکور نشان میدهد که راه اندازی 8900 میگاوات خواهد بود که به سرمایه قابل ملاحظه نیاز میباشد و ساخت نیروگاه زمان بر خواهد بود. بنا براین، در چنین یک سناریو ساخت و ساز انتقال کاسا-1000 به کسر تولید برق سریعتر به نتیجه خواهد رسید”.

منتقدین پروژه کاسا-1000 بهره برداری و تطبیق این پروژه را رویایی و همانند پروژه خط لوله گاز ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هندوستان از برنامه های غیر عملی ایالات متحده امریکا میدانند. مسئله زیربنا و قیمت گزاف ساخت و ساز که از توانایی قرغیزستان و تاجکستان بلند میباشد از یک جهت، کمبود آب در تمام سال مشکل دیگر است و مخالفت ازبکستان همچنان تطبیق این پروژه را به چالش روبر نموده است. از جانب دیگر ناامنی در افغانستان و پاکستان مواردیست که عملی شدن این پروژه را به کندی دچار نموده است. در این رابطه نشریه (The Diplomat) چنین مینگارد:  “سخنرانی های بلند و اهداف قابل تحسین، اما با توجه به وضعیت انرژی در حال حاضر در محل  و پیش بینی آن برای آینده نشان میدهد که پروژه کاسا-1000 در حال حاضر یکی دیگر از پروژه های بین منطقوی میباشد و شعاری است. بسیار مشابه به خط لوله گاز تاپی میباشد و مورد حمایت امریکا قرار دارد. این پروژه  باعث ضیا وقت و سرمایه خواهد شد و سیاست های امریکا در این پروژه ها نگران کننده میباشد و نشان میدهد درک حقایق از منطقه وجود ندارد”. شبکه اطلاع رسانی افغانستان موضع ازبکستان را در قبال پروژه کاسا-1000 چنین مینگارد: ” ازبکستان که به آب کشورهای قرغیزستان و تاجیکستان بسیار وابسته است، با این طرح ها مخالف است و حتی علیه طرح کاسا-1000 تلاش هایی انجام داد. این کشور در سال 2013 میلادی با ارسال نامه ای به بانک جهانی که حامی طرح کاسا-1000 است، با اشاره به سد راغون در تاجیکستان و سد «کامباراتا» در قرغیزستان، ساخت و راه اندازی این دو سد را باعث افزایش تنش در مدیریت آب های منطقه دانست.  اسلام کریم اف رییس جمهوری ازبکستان در یکی از سخنرانی هایش گفته است که تنش بر سر آب حتی می تواند باعث جنگ شود”.

ظرفیت موجود تولید نیروی برق در داخل افغانستان بصورت عموم و به شکل عنعنوی از منابع آبی بیشتر بوده و سایر منابع برای تولید برق اندک توجه صورت گرفته است. در سطح ملی در نقاط مختلف کشور بند های برق حد اقل 30 سال قبل اعمار شده و در ده سال اخیر توجه حکومت و جامعه جهانی بیشتر بر واردات استوار بوده است. چون، سیاسی شدن وزارت آب و برق، نبود بودجه کافی و مدیریت غیر حرفوی باعث شد تا ساخت و ساز بند های برق صورت نگیرد. طبق ماستر پلان سکتور برق افغانستان “در افغانستان بند های برق عبارت اند از: نغلو، سروبی، ماهیپر، درونته، اساس آب، چاریکار، جبل السراج، غوربند، کجکی، گریشگ، بند اول پل خُمری، و بند دوم پل خُمری میباشد که ظرفیت تولید به اساس میگاوات به ترتیب 100، 22، 66، 11.5، 0.7، 2.4، 2.5، 0.3، 33، 2.4، 4.12 و 8.79 که مجموعاً 253.71 میگاوات میشود، موجود است”. از لحاظ کمی و کیفی این بند ها نیاز به بازسازی و یا نوسازی دارند. به اساس همین منبع “به گونه مثال بند برق جبل السراج قدیمی ترین بند میباشد که  در سال 1920 میلادی اعمار شده و نیاز به بازسازی دارد و جدید ترین بند برق اساس آب با لای دریای کنر میباشد که در سال 1983 میلادی اعمار شده و نیاز به بازسازی دارد. برعلاوه ای منابع آبی از برق حرارتی نیز استفاده صورت میگیرد که مجموعاً بالغ بر 117.7 میگاوات میباشد. امکانات دیگر برق آفتابی و برق بادی میباشد که تا حال  مجموعآ برق آفتابی بالغ بر 12.8 میگاوات تخمین شده و 1.5 میگاوات دیگر تحت ساخت و ساز میباشد”. همچنان منبع فوق مینگارد “برق بادی صرف ده توربین هرکدام با ظرفیت 10 کیلو وات در ولایت پنجشیر تولید برق مینماید و در سایر ولایات دستگاه تولید برق بادی نصب نشده است”.

 در مقابل افغانستان بیشتر از 70% برق مورد نیاز را از کشوره های همسایه وارد میکند. متاسفانه، استقلالیت و پایداری سکتور برق در افغانستان بی نهایت شکنند میباشد و از جانب دیگر این امر یک آسیب بزرگ در بخش مالی و پولی بابت پرداخت هزینه برق به اقتصاد افغانستان میباشد و در آینده اقتصاد افغانستان را به چالش روبرخواهد نمود. منبع فوق مینگارد “در حال حاضر افغانستان 2250 میگاوات که مشتمل بر 73% برق میشود از ایران، تاجکستان، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب 22%، 4%، 16%، و 57% وارد مینما ید. مدت اعتبار این قرار داد با ایران از سال 2003 میلادی آغاز شده و دوباره در سال 2007 میلادی تمدید شده و الی سال 2015 میلادی قابل اعتبار میباشد. قیمت فی کیلووات برق از ایران بالغ بر 3.0 سنت امریکایی میباشد. آغاز قرارداد با تاجکستان از سال 2003 میلادی و دوباره در سال 2009 میلادی تمدید شده و الی 2015 میلادی مدار اعتبار میباشد و قیمت فی کیلووات برق بالغ بر 2.0 سنت امریکایی میباشد. قرار داد با ترکمنستان از سال 2002 میلادی آغاز شده و سالانه تمدید میگردد و قیمت فی کیلووات برق بالغ بر 2.8 سنت میباشد. زمان قرار داد با ازبکستان معلوم نمیباشد و قیمت فی کیلووات برق بالغ بر 6.0 سنت امریکایی میباشد”.

انکشاف استراتیژی ملی افغانستان در تهیه انرژی برق سه هدف را دنبال میکند و خصوصی سازی این سکتور در اولویت قرار دارد. حد اقل این اهداف قرار بود در سال 2010 میلادی بر آورده شود اما تاحال صرف خصوصی سازی صورت گرفته و سایر اهداف بدست نیامده. در استراتیژی انکشاف ملی چنین آمده است: “توسعۀ سکتور انرژی يکی از نياز های کليدی در امر کاهش فقر، تقويت سکتور خصوصی و انکشاف دهات ميباشد. به اين  منظور، هدف استراتيژی انکشاف ملی افغانستان عبارت است از: فراهم آوری انرژی قابل پرداخت و مطمئن به اساس سرمايه گذاری سکتور خصوصی، نظارت و سرمايه گذاری دولتی در منابع انرژی افغانستان. اهداف اساسی ميان مدت برای انکشاف ملی شامل موارد ذيل ميباشد: (1) [در ختم سال 2010 میلادی] رسانيدن برق به حداقل 65% خانه وارها، 90% تأسيسات غير مسکونی در نقاط عمدۀ شهری و حداقل 25% خانه وارها در مناطق روستائی، (2)[در ختم سال 2010 میلادی]  پوشش حداقل 75% مصارف از جانب استفاده کننده گان شبکۀ ملی برق، و (3) اتخاذ استراتيژی لازم برای انکشاف و استفاده از انرژی قابل تجديد.

نتايج متوقعۀ استراتيژی عبارتند از دسترسی بهتر و مطمئن به برق در سرتاسر کشور از طريق افزايش استفاده از منابع داخلی و استفاده از منابع انرژی وارداتی. دولت در سدد آن است تا زمينه های لازم را برای سرمايه گذاری خصوصی در توليد، توزيع و فروش برق فراهم نمايد. کاهش فقر و افزايش فرصت های شغلی و تشبثاتی در دهات، وابسته به توسعۀ برق از طريق سرمايه گذاری سکتور خصوصی و سکتور دولتی در شبکه های برق ميباشد”.

اقتصاد افغانستان از ناحیه خصوصی سازی دچار نوسانات شده و بیشترینه فشار بالای مستهلکین بوده است. موسسه برق افغانستان در سال 2008 میلادی تغییر شخصیت نموده و  بحیث شرکت ملی برق ایفای وظیفه مینماید. طبق صفحه ای انترنت این شرکت “تولید، تورید، انتقال و توزیع برق را بگونه ای تجارتی در سراسر افغانستان تنظیم و اداره مینماید” و  “سهم داران این شرکت وزارت مالیه، وزارت انرژی، وزارت اقتصاد و وزارت انکشاف شهری به ترتیب دارای 45%، 35%، 10%، و 10% سهم” میباشند. شرکت مذکور هدف ذیل را تعقیب میکند: “د افغانستان برشنا شرکت تهیه کننده برق مطمئن ومحفوظ به قیمت مناسب برای سهولت و رشد اقتصاد ملی همراه به شفافیت ومؤثریت می باشد”.

نگرش غیر عملی  و رویایی بانک جهانی و بانک انکشاف آسیایی مشکلات انرژی را در منطقه حل کرده نمیتواند و مانند سایر پروژه ها بیشتر از یک دهه و یا دو دهه طول خواهد کشید و دامنه ای فقر در افغانستان گسترده تر خواهد شد. بنابراین، حکومت افغانستان بویژه وزارت آب و برق، وزارت مالیه، وزارت اقتصاد، وزارت زراعت، وزارت شهر سازی، شرکت برق افغانستان و سایر نهاد های مربوطه در هماهنگی با یک دیگر بند های برق موجود را باز سازی و نوسازی نمایند و در ساحات که امکان بند برق جدید موجود باشد، احداث گردد. افغانستان دارای منبع غنی نور آفتاب میباشد و میتوان بیشترین استفاده برای تولید برق از نور آفتاب صورت بگیرد. چون، هم از لحاظ محیط زیست مطلوب میباشد و هم از لحاظ اقتصادی پایدار خواهد بود. برعلاوه، توربین های بادی در سایر ولایت که ممکن باشد نصب شود و مورد بهره برداری قرار بگیرد. در نصب توربین های بادی دو مسئله وجود دارد. یکی تغییر مکرر جهت باد در ساحات کوهستان عملی نمیباشد و دیگر (ریگ) باعث تخریب توربین میشود. اما، بعد از مطالعه تخنیکی در ولایات و ساحات که ممکن است از توربین های بادی استفاده شود، نصب گردد. استفاده از دیزل برای تولید برق نه از لحاظ زیست محیطی و نه از لحاظ اقتصاد سفارش میشود. پیشنهادمیگردد تا به هرشکل ممکن از عوامل تولید موجود در داخل افغانستان استفاده به عمل آید تا استقلالیت، استقامت و اقتصادیت سکتور برق و سایر سکتور ها در افغانستان بهبود یابد و تاحد ممکن عدالت اجتماعی در سطوح مختلف جامعه تامین گردد.

Share on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on TumblrEmail this to someone


بدون نظر

نظر بدهید
هنوز نظری داده نشده! !اظهار نظر در مورد این پست اولین کسی باشید که

نظر بدهید

آدرس پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد.
علامت گذاری شده اند*